بنياد پژوهشهاى قرآنى حوزه و دانشگاه
10
قرآن و طب ( مجموعه مقالات ) ( فارسى )
بَنِي إِسْرائِيلَ أَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فِي الْأَرْضِ فَكَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعاً وَ مَنْ أَحْياها فَكَأَنَّما أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعاً » ( از براى آن نوشتيم بر بنى اسرائيل كه كسى كه كشت تنى را بدون آنكه كشته باشد تنى را يا فسادى در زمين ، پس گويا كشته است همه مردمان را و كسى كه زنده گردانيد كسى را گويا همه مردم را زنده گردانيده است ) همانطورى كه مىبينيم دين اسلام براى تحقق اصل حفظ حيات انسانى راهكارهاى مناسبى انديشيده است كه به برخى از آنها اشاره مىكنم . الف ) با وضع قوانين مناسب مانند قصاص و ديه سعى كرده است از بروز دگركشى پيشگيرى نمايد . جالب آنكه قرآن قانون قصاص را موجب حفظ حيات اجتماعى مىداند . ب ) اسلام با بيان اين حقيقت كه جسم و روح انسان ملك خداوند مىباشد ( پذيرش اصل مالكيت خدايى ) و خود انسان بر بدن خويش مالكيتى ندارد ، حق هرگونه سوء تصرف در بدن را از همهكس ( خود فرد و ساير افراد ) سلب نموده است نكته مهم اينكه اگر هيچكس حق تصميمگيرى و اقدام ضررآميز در بدن خود را ندارد ، قطعا نيروهاى پزشكى كه با جسم و روان افراد سروكار ندارد نبايد در امرى كه منجر به ضرر فورى يا تدريجى در فرد مىشود شركت نمايد بلكه بايد هميشه حافظ سلامتى و نگهبان حيات انسانى باشند . بطور كلى با توجه به مطالب ذكر شده اسلام با طرح كرامت انسانى و بيان ابعاد مختلف وجود انسان هرگونه مادىنگرى و يكسونگرى را براى انسان كنار زده و با شناخت صحيح انسان ، حدود و حريم پژوهش ، آموزش و درمان انسان را مشخص كرده و تامين سلامت جامعه و اخلاق و ادامه حيات طيبه انسانى را تضمين كرده است كه اين نگرش اسلام ، برتر از مدل تفكر زيست پزشكى ريزبينانه است كه در قرون اخير بر دانش پزشكى جهان مسلط بوده و منجر به مشكلات فراوانى براى انسان معاصر خصوصا در زمينه اخلاق شده است كه در اينجا به چندين نمونه از مشكلات ايجاد شده اشاره مىنمايم . 1 - دستكاريهاى ژنتيكى تا جايى كه اعتراض خود غربىها را برانگيزد . يكى از بهترين شواهد در اين حدود اظهارات آقاى ژان ميشو معاون كميتهى ملى اخلاق پزشكى فرانسه ،